عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

497

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

او همچون دانه درّى است كه هر كجا چرخانيده شود ، نور مىافشاند و طلبه‌اى است كه از هر كجايش بوييده شود ، بوى عطر مىوزد . 914 - هى الدر . . . ص 326 هنگامى كه سخن مىگويد همچون درّى پراكنده است و مانند درّ بهم پيوسته است هرگاه لب به سخن نگشايد . 915 - اذا نضون . . . ص 327 هرگاه چادرهاى نازك از تن برگيرند ( گويى ) درّهاى بحرينى را از صدفها بيرون مىآورند . 916 - تواضع . . . ص 327 دانه‌هاى درّ فروتنى پيش گرفت آن زمان كه آن زنان دانه‌هاى مرواريد قيمتى پوشانيده شدند ، پس ايشان همچون درّ و درّها پوسته‌هاى درّند . 917 - كانهم . . . ص 327 پس گويى آن كودكان ، در حالى كه بنى الغوغاء اطراف ايشانند ، درّها و مخشلبهايى « 114 » هستند كه در روى زمين پراكنده‌اند . 918 - ظلت . . . ص 328 بچه‌هاى آن گاو وحشى بر روى زمين پراكنده و به خاك افتاده‌اند ، گويى درّهايىاند كه بر روى زمين پراكنده‌اند . 919 - و تضيء . . . ص 328 و آن بچه گاو وحشى در تاريكى مىدرخشد همانند درّ سواحل بحرين كه رشته آن از هم گسسته است . 920 - كاننى . . . ص 328 گويى از عشق به « خرقاء » همچون شترى هستم كه تازه خريدارى شده و غريب و كف سمش خون‌آلود ، و عزيمتگاهش دور و مبتلا به مرض هيام « 115 » است .

--> ( 114 ) - مخشلب مهره‌اى است كه براى زيور ساخته مىشود و به نام زنى ناميده شده كه آن را براى زيور برگزيده ، و فارسى معرّب است . رك : الجمان ، پاورقى ، ص 327 . - م . ( 115 ) - دردى كه شتر به آن مبتلا شود و حالتى شبيه به تب بر او عارض مىشود و پوستش حرارت فوق‌العاده مىيابد و عطش آن فرونمىنشيند . الجمان ، پاورقى ، ص 328 . - م .